http://up-is.ir/up۹۳/p۲/۱۴۰۳۰۰۳۸۳۵۶۳۰۹۳.gif حیا و غیرت دینی :: شهیدبی پلاک

شهیدبی پلاک

با ولایت تا شهادت

شهیدبی پلاک

با ولایت تا شهادت

بسم الله الرحمن الرحیم
روزی روزگاری همه شهدا بی پلاک بودند .. همه بی پلاک بودند .. نه پلاکی .. نه نشانی .. نه امضایی ... حتی خانه ها نیز پلاکی نداشت .. و امروز همه به دنبال نشان .. در هوای داشتن پلاک! و عاریت مند امضایشان ... بی پلاک که باشی خودش می شود پلاکت .. خودش امضایش را روی اثرش که تو باشی می گذارد ... آن وقت است که قیمتی می شود .. قیمتی که فقط خودش توان پرداختش را دارد ...
.. گویی شبیه مادر می شوی .. شبیه فاطمه می شوی .. بی نشان .. بی پلاک .. بی بارگاه .. بی ادعا ..

سلام-

حیا و غیرت دینی

جمعه, ۱۵ آذر ۱۳۹۲، ۰۱:۲۱ ب.ظ


این مطلب را در وبلاگی دیدم که عیناٌ در زیر می آورم:
 
عادت ندارم مطلب یک جای دیگه رو تو وبلاگم بذارم ولی این یکی خیلی به دلم نشست:

*دوستی تعریف می‌کرد در خط تاکسی‌هایی که به طرف دانشگاه می‌رفتند و اکثراً مشتریانش دانشجوها بودند، اغلب وقتی جلوی تاکسی نشسته بودم و ۲ تا آقا هم عقب نشسته بودند، اگه خانمی می‌خواست به عنوان نفر چهارم سوار بشه من پیاده می‌شدم تا اون خانم جلو بشینه و من می‌رفتم عقب!
اما این‌بار قضیه بر عکس شده بود یه خانم جلو و دو خانم عقب نشسته بودند و من چون می‌دونستم بعضی از خانم‌ها حدود رو رعایت نمی‌کنند، مردد بودم که سوار شم یا نه؟ یهو خانمِ چادری که جلو نشسته بود پیاده شد و به من گفت آقا شما بفرمائید جلو بشینید من میرم عقب. من ازش تشکر کردم و رفتم جلو نشستم!

من که واقعاً از حرکت این خانم کیف کرده بودم از دوستم پرسیدم: نفهمیدی کی بود؟ شاید آشنا بوده…
جواب داد: اون غیرتش اجازه نداد که من عقب بشینم و معذب باشم، چطور من غیرتم اجازه بده که به صورتش نگاه کنم؟ حتی موقع پیاده شدن اون خانم برای دادن کرایه یه مقدار معطل کردم که دور شه بعد من پیاده شدم!

پ.ن: واقعاً خیلی لذت بردم از این قضیه… تلألو واقعیِ غیرت برادر و خواهر دینی به هم!
چه خوبه که یه همچین حرکت هایی فرهنگ سازی بشه…

منتشر شده در جنبش دانشجویی حیا*

* این روزها که از تاکسی سوار شدن هراس دارم یا وقتی سوار می شوم کلی دعا میکنم که آقا سوار نشود دلم برای این جور مردها خیلی  تنگ میشود!!

* منبعی که من خوندم این بودhttp://naeimeh318.blogfa.com/9209.aspx

  • موافقین ۵ مخالفین ۰
  • ۹۲/۰۹/۱۵
  • ۵۴۷ نمایش
  • سعید براتی

غیرت

حیا

نظرات (۳)

سلام.

هر وقت تو تاکسی میشینم همین کار را انجام میدم و همیشه آقایون با احترام عقب ماشین میرفتن تا اینکه دو سال پیش بود که وقتی دو آقا عقب تاکسی و یک آقای دیگر جلو نشسته بودن و کلی عجله داشتم برای دانشگاه رفتن که به آقای جلویی کاملا محترمانه عرض کردم که تشریف ببرن عقب که متاسفانه با برخورد تند طرف مواجه شدم که مگه می خوام بخورمت ! و این شد که با عصبانیت رفتم سمت اتوبوس های دانشگاه و تاخیر را بجون خریدم ولی لذت داشت که بخاطر ارزش هام دیر سر کلاس حاضر شدم ...


به روزیم و منتظر دیدگاه های شما ....

یا زهــــرا.
پاسخ:

سلام-

وقتی برای ارزشهایت سختی میکشی، گویا رضایت خدا را حس میکنی...

خداوند همیشه پشت و پناهتان.

امام صادق علیه السلام می فرمایند کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد.
  • سیدمهدی نقیبی راد
  • برای منم اتفاق افتاده 
    پاسخ:

    سلام-

     

    برای همه ما این اتفاق می افتد...

    چه خوب است پیش خدا سربلند بودن...

    موفق باشید

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">